فهرست مطالب
فصل اول : مقدمه1
1-1 مقدمه:2
1-2 طرح مسأله :2
1-3 ضرورت انجام پروژه:3
1-4 هدف پروژه:6
1-5 روش تحقیق :6
1-6 فرضیات (یا سئوالات پژوهشی):7
1-7: ساختار رساله:7
فصل دوم: موضوع طراحی9
2-1 مقدمه:10
2-2 اهداف آموزش و پرورش در ايران10
2-3 تلفيق آموزش با هنر و علمي شدن هنرها:11
2-4 اصول آموزش وپرورش در هنرستان‌ها:11
2-5 تعريف و منشا هنر12
2-6 تعريف هنر در موضوع:13
2-7 انواع هنر14
2-7-1- هنرهاي ديداري:15
2-7-2- هنرهاي شنيداري:15
2-7-3- هنرهاي گفتاري:15
2-7-4- هنرهاي آميخته:15
2-8- هنر زيبا و هنر كاربردي16
2-9- تعريف هنرهاي تجسمي16
2-10- مفهوم رنگ در هنرهای تجسمی17
2-10-1- سازواري اشكال هندسي و رنگها19
2-10-2- اثر رنگ در فضا21
2-10-3-اقسام رنگ:به طور کلی رنگ ها به سه دسته اصلی تقسیم می شوند:22
2-11 آشنایی با مراکز هنرهای تجسمی23
2-11-1 تاريخچه اي مختصر از هنرستانهاي هنرهاي زيباي تبريز24
2-11-2 هنرهای زیبای اصفهان25
2-11-3 مدرسه صنیع الملک تا هنرستان هنر26
2-11-4 اولین هنرستان ها در یزد:27
فصل سوم: رويكرد طراحي29
3-1 مقدمه:30
3-2 مفهوم مکان:31
3-3 مفهوم حس مکان:31
3-4 نظریه دلبستگی:32
3-5 تعریف و تبیین دلبستگی به مکان:34
3-6 عوامل موثر در شکل گیری دلبستگی به مکان37
3-7 ابعاد مختلف دلبستگی به مکان38
3-7-1 بعد انسانی دلبستگی به مکان38
3-7-1-1 دلبستگی فردی به مکان38
3-7-1-2 دلبستگی جمعی به مکان:40
3-7-2 فرایند روانی دلبستگی به مکان41
3-7-2-1 سطح عاطفی دلبستگی به مکان:41
3-7-2-2سطح شناختی دلبستگی به مکان42
3-7-2-3 سطح رفتاری دلبستگی به مکان47
3-7-3 عامل مکانی دلبستگی به مکان51
3-7-3-1 بعد اجتماعی مکان در دلبستگی به مکان51
3-7-3-2 بعد کالبدی مکان در دلبستگی به مکان53
3-8 سطوح مختلف حس تعلق به مکان 55
3-9 اثرات و نتایج دلبستگی به مکان57
3-9-1 بقاء وامنیت57
3-9-2 نیل به اهداف و ارزیابی فردی58
3-9-3 تداوم شخصیتی59
فصل چهارم: بررسی مصادیق61
4-1 بررسی مصادیق معماری:62
4-1-1 هنرستان دخترانه پاپلي خلعتبري، تهران:62
4-1-2 دانشکده هنرهای زیبا: (پردیس فعلی هنرهای زیبا)64
4-1-3 نتیجه گیری :75
4-2 طرح پژوهشی:76
4-3 جمع بندی:77
فصل پنجم: برنامه ریزی و طراحی معماری79
5-1 مقدمه :80
5-2 برنامه ریزی معماری80
5-2-1 فضاهای هنرستان:80
5-2-1-1 فضاهای آموزشی:80
5-2-1-2-فضاهای کمک آموزشی :82
5-2-1-3 فضاهای خدماتی :83
5-2-1-4 فضاهای اداری :84
5-2-2 جدول برنامه فیزیکی فضاهای هنرستان دخترانه هنرهای تجسمی یزد85
5-3 معرفی بستر طراحی :88
5-3-1 شرایط اقلیمی یزد :88
5-3-2 مشخصات آب و هوایی :89
5-3-3 دستورالعملهای طراحی و ساخت در اقلیم گرم و خشک (یزد)90
5-3-4 تحلیل پتانسیلهای سایت:91
5-3-4-1 موقعیت سایت در محدوده شهر یزد91
5-3-4-2 همسایگی و همجواری:92
5-3-4-3 راهها و شریانهای ارتباطی:93
5-3-4-4 تحلیل عوامل اقلیمی:96
5-3-4-6 آلودگی صوتی:97
5-3-4-7 شیب عمومی:97
5-3-4-8 مستحدثات و تاسیسات موجود در زمین:97
5-3-4-9 شبکههای آب،برق،گاز،مخابرات،فاضلاب:97
5-3-4-10 دید از داخل به بیرون97
5-4 مباني نظري طراحي و طرحمايه98
5-4-1 مباني نظري مرتبط با موضوع و رویکرد طراحی99
6-4-2 مباني نظري مرتبط با بهره برداران102
6-4-3 مباني نظري مرتبط با مكان طرح103
5-5 روند طراحي105
5-5-1 اسكيس هاي اوليه105
5-5-2 شناخت و تحليل مكان طرح108
5-5-3 ديا گرام و لكه گذاري109
5-5-4 طراحي كروكي ها و ماكت حجمي109
5-5-5 معرفي و توجيه طرح نهايي111
5-5-5-1 معرفي طرح112
5-5-5-2 ارائه طرح116
پیوست:129
معناي رنگ‌ها:130
منابع فارسی:137

فهرست تصاویر
تصویر 1-1 مدرسه ایرانشهر یزد5
تصویر2-1: هنرهای زیبای اصفهان26
تصویر2-2: هنرستان هنرهای زیبای دختران یزد28
تصویر3-1: مدل مفهومی مکان و عوامل تشکیل دهنده ان(گوستافسون 2001)36
تصویر 3-2: مدل سه بعدی دلبستگی به مکان (ماخذ: Scannell & Gifford, 2010)36
تصویر 3-3: مدل تبیین شده از فرایند دلبستگی به مکان( ماخذ: دانشپور، سپهری مقدم، چرخچیان)37
تصویر 3-3: سلسله مراتب دلبستگی به مکان (Bonaiuto et al., 2003)60
تصویر4-1: سایت پلان هنرستان پاپلی62
تصویر4-2: پلان هنرستان پاپلی62
تصویر4-3: هنرستان پاپلی63
تصویر4-4: هنرستان پاپلی63
تصویر4-6:فضای داخلی هنرستان پاپلی64
تصویر4-5: هنرستان پاپلی64
تصویر4-7: دانشکده هنرهای زیبا65
تصویر4-8: ارتقاء حس تعلق با کاشت گیاهان66
تصویر4-9: محل تجمع کبوتران66
تصویر4-10: یادمان شهدای دانشکده در ساختمان مرکزی66
تصویر4-11: محورهای قوی در دانشکده هنرهای زیبا67
تصویر4-13:تناسب میز ها ،چهارپایه ها، گشودگی ها و چراغ های آویزان از سقف68
تصویر4-12:تناسبات و ابعاد گشودگی ها با کاربری واقع در پشت هر گشودگی68
تصویر4-14:تناسبات تیغه ها با گشودگی های کلونادها اساتید68
تصویر4-15:دید از سمت محوطه ورودی دانشکده به حیاط مرکزی69
تصویر4-16:کلوناد طویل اتصال دهنده69
تصویر4-17: همزیستی مسالمت امیز70
حیاط،آتلیه،کلوناد69
تصویر4-18:دید از آتلیه به کلوناد70
تصویر4-19:دید از پنجره کلاس ها به حیاط مرکزی دانشکده70
تصویر4-20: مشاهده بام کلوناد از پنجره آتلیه ها71
تصویر4-21:دید از کلاس درس به آسمان و درختان حیاط مرکزی71
تصویر4-22: قرارگیری دانشگاه بر شیب71
تصویر4-23: عدم محصوریت فضاهای دانشکده72
تصویر4-24:کلوناد:یک بازارچه از کارهای هنری دانشجویان72
تصویر4-25:حیاط به عنوان نقطه عطف73
تصویر4-26: باغچه های قرار گرفته در بین آتلیه ها 73
تصویر4-27: حوض واقع در حیاط نیمه خلوت74
تصویر4-28:باغچه ها در نور غروب74
تصویر4-29: محل تماشای بازی بسکتبال74
تصویر4-30: حیاط با وجوه گشوده 75
تصویر4-31: حوض واقع در حیاط نیمه خلوت نیمه آرام76
تصویر4-32: حیاط و حوض محل قرارگیری سازه ها و کارهای تجسمی دانشجویان 75
تصویر4-33: تغییر چهره حیاط76
تصویر5-1: نمای پانوراما از سایت92
تصویر5-2: موقعیت سایت در شهر92
تصویر5-3: آب انبار قاجاری93
تصویر5-4: مسجد پشت باغ93
تصویر5-5: لکه گذاری عناصر شاخص سایت93
تصویر5-6: همجواری ها و شریان های اصلی سایت94
تصویر5-8: دید شماره 5از سایت94
تصویر5-7 : دید شماره 3 از سایت94
تصویر5-10: دید شماره 4 از سایت94
تصویر5-9: دید شماره6 از سایت94
تصویر5-12: دید شماره 2 از سایت95
تصویر5-11: دید شماره 1 از سایت95
تصویر5-13: معرفی چشم اندازهای مختلف از همجواری های سایت95
تصویر5-14: تحلیلی عوامل اقلیمی96
تصویر5-15: ابعاد سایت96
تصویر 5-16: اتود اولیه از فضای داخلی کلاس ها106
تصویر 5-17: نمونه مناسب فضای داخلی برای تجمع هنرجویان106
تصویر 5-19: نمونه طراحی های مناسب با مجموعه مربوط به جداره سازی و مصالح106
تصویر 5-18: برخی از اتودها در ارتباط با جداره سازی و مصالح106
تصویر 5-20: اسکیس هایی مربوط به نمایش آثار در فضای باز و جداره ها107
تصویر 5-21: بازی با سطوح و ترکیب حجمی107
تصویر 5-23: نمونه طراحی شده رواق در طرح های گذشته (بهترین راه حل جهت ارتباط فضای باز و بسته)107
تصویر 5-22: اسکیس از پله با تناسبات خاص و محلی برای تجمع107
تصویر 5-24: بررسی نیرو های سایت جهت لکه گذاری مناسب108
تصویر 5-25: بررسی لکه گذاری در سایت108
تصویر 5-26: بررسی مناسب ترین نقاط زمین جهت انتخاب ورودی با توجه به نقاط شاخص سازی108
تصویر 5-27: دیاگرام مجموعه109
تصویر 5-29: اتود شماره دو110
تصویر 5-28: اتود شماره یک110
تصویر 5-30: اتود شماره سه110
تصویر 5-31: آلترناتیو های حجمی110
تصویر 5-32: روند طراحی111
تصویر 5-33: عرصه های هنرستان112
تصویر 5-34: ورودی ها113
تصویر 5-35: عرصه های آموزشی و کمک آموزشی114
تصویر 5-36: سالن اجتماعات114
تصویر 5-37: عرصه اداری115
تصویر 5-38: عرصه پارکینگ و سرایداری115
تصویر 5-39: عرصه تجمع هنرجویان115
تصویر 5-40: عرصه کتابخانه116
تصویر 5-41: پلان همکف117
تصویر 5-42: پلان طبقه اول118
تصویر 5-43: پلان طبقه دوم119
تصویر 5-44: پلان زیرزمین120
تصویر 5-45: برش a-a121
تصویر 5-46: برش c-c121
تصویر 5-49: نمای غربی122
تصویر 5-48: برشd-d122
تصویر 5-47: برش b-b122
تصویر 5-50: دید به حیاط اداری مجموعه123
تصویر 5-51: دید به حیاط آموزشبی مجموعه124
تصویر 5-52: دید از آتلیه نیمه باز به حیاط آموزشی125
تصویر 5-53: دید کارگاه نیمه باز به حیاط آموزشی125
تصویر 5-54: دید از کوچه به پارکینگ125
تصویر 5-55: حیاط جنوبی هنرستان126
تصویر 5-56: فضای چند منطوره داخلی126

فصل اول : مقدمه

1-1 مقدمه:
“در روند آفرينش يك اثر هنري، هنرمند از طريق دريافت هاي حسي خود از جهان پيرامون، شكلي را برگزيده و آن را در مسير جريانات تحليلي ذهني قرار مي دهد و در اثر حالت هاي عناصر ذهني هنرمند، شكل مورد نظر صورتي نمادين به خود مي گيرد. سپس آن را در جريان مرحله آفرينش قرار داده و تبديل به يك آفريده هنري مي كند.
در مرحله آفرينش علاوه بر انتخاب مصالح و مواد و ابزار كار و تعيين سبكي هماهنگ، موضوع و محتواي اثر، هنرمند نياز به درك و شناختي عميق از عوامل و عناصري دارد، تا اشكال و صورت هاي برگزيده شده توسط ذهن به عرصه ميان درآمده و پيام هاي ذهني هنرمند را به ديگران انتقال دهد. ” (فلامكي، 1383، ص 30)
با توجه به اينكه هنر هاي تجسمي، جزء هنرهاي زيبا محسوب شده و مي تواند نيازهاي روحي فرد را پاسخگو باشد و معاني متعالي را انتقال دهد، ضرورت طراحي فضايي جهت يادگيري و آفرينش اين هنر و تشويق دانش آموزان براي گراييدن به رشته هاي هنري بيش از پيش آشكار مي گردد.
در اين بخش و در ابتداي مسير شايسته است جهت روشن نمودن مسير اين مسأله، آشنايي با مبدأ مسير، مقصد و چگونگي نزديك شدن و رسيدن به مقصد مطالبي را ذكر كرده و در ادامه به بيان مسأله، روش تحقيق و مراحل انجام كا اشاره كرد.

1-2 طرح مسأله :
« یک کیفیت محوری وجود دارد که مبنای اصلی حیات و روح هر انسان ، شهر ، بنا یا طبیعت بکر است. این کیفیت عینی و دقیق است اما نمیتوان نامی برآن گذاشت. تلاش ما برای یافتن این کیفیت در زندگی خودمان چیزی است که همه انسان ها به دنبال آناند و موضوع اصلی در ماجرای زندگی هرکسی است. این تلاش همان طلب اوقات و حالاتی است که در آن زندهتریم.»1 همانطور که در بالا آمده است غایت هر معماری کیفیت بخشی به فضا و ارتقای زندگی
انسان ها است.
توجه به این کیفیتهای گوناگون در فضا از مضامین رساله پیش روست.
دستمایه این تمرین فضای آموزشی هنرستان میباشد.امروزه مدارس هنری کمتر توانسته اند متناسب با نیازها و توقعات نوجوانان هنرآموز بوده و انگیزه لازم را برای ورود به رشته های هنری به وجود آورند.در واقع معمولا ساختمان هنر های تجسمی نتیجه تغییر کاربری بناهای دیگر بوده که برای این هدف طراحی نشده اند و یا از طرح های بدون کیفیت برخوردار هستند که کمتر توجهی به مخاطب چند ساله آنها نشده است. این در حالیست که دوران نوجوانی تاثیر بسزایی در شکل گیری هویت آنها داشته و نقش مکان در این فرایند غیر قابل انکار است.
نیاز به دلبستگی و تعلق برای هنرجویی که باید روزانه ساعاتی را در کلاس بنشیند و الفبای هنر بیاموزد ضروریست.
نوجوان باید بتواند با حس آشنا بودن مکان و بدون چالش با محیط اطراف در مدرسه رشد کرده ، آموزش ببیند و با گذراندن این دوران با خاطراتی شیرین آماده مراحل بعدی در زندگی گردد.
بنابراین در طراحی سعی بر آن است که با استفاده از دستاوردهای علم روانشناسی محیط پیرامون مقوله دلبستگی به مکان به طرحی مناسب دست یافت که تا حد امکان بتواند به واسطه ویژگی های کالبدی خود به ارتقاء تعامل مثبت هنرآموزان با مکان کمک کند.
هر چند که معماری شرط کافی در ایجاد دلبستگی به مکان نبوده و عوامل مداخله گر بسیاری در شکل گیری این حس دخیل اند، اما از آنجا که بخشی از نابسامانی مدارس مربوط به کالبد آنهاست ،رسیدگی به این بعد از دلبستگی اهمیت ویژه ای دارد.

1-3 ضرورت انجام پروژه:
با توجه به قرارگیری هنر به عنوان پل ارتباطی بین فرهنگ ها و برای عقب نماندن از قافله جامعه بشری نیاز به آموزش هنر در سطح جامعه هر روز بیشتر احساس می شود و فراگیری هنرهای تجسمی به عنوان یکی از دو راه برقراری ارتباط بین انسان ها (به جز کلام) اهمیت فوق العاده ای می یابد. همانطور که در سطح جامعه مشاهده میشود ، در حال حاضر ، نه تنها در زمینه هنر بلکه معماری مدارس هم هما نند سایر نمونههای معماری اکثراً از کیفیت مطلوب و درخور برخوردار نیست در حالیکه آموزش و یادگیری همواره تحت تأثیر فضاست .در این قسمت برای درک بهتر ضرورت طراحی مختصر نقدی برفضاهای آموزشی از جنبه معماری ارائه خواهد شد:
الف) کیفیت فضا :
« میدانیم که مدرسه پرشمارترین نمونه معماری دولتی در کشور است و حسن یا عیب آن تأثیر اجتماعی وسیعی دارد.»2
مدرسه غیر از آن که یک محیط آموزشی است ؛ محیطی برای زندگی و نیایش دانش آموزان است. اخیراً بلکه به نظر کارشناسان تعلیم و تربیت فضاهایی تلطیف شده ، پویا و زنده برای جلب نظر افراد نیستند و در یک نگاه کلی و عمومی بسیاری از مدارس ، فضایی یکنواخت سرد و بی روح دارند که محیط آنها امکان مناسبی برای تعاملات و کنشهای ذهنی و رفتاری فراهم نمیآورد.
همانطور که در گفته شد ، آموزش و یادگیری همواره تحت تأثیر کیفیتهای فضاست که باید با توجه به نیازهای اساسی از جمله سن ، جنسیت و مهمتر از همه مکان ، طراحی شود و این فضا باید خالق آرامش ، آموزنده و کارا باشد و در یک جمله ، کیفیتهایی داشته باشد که بتواند حاصل تفکر محسوب شود .
ب) هویت فضاهای آموزش :
در این باره ، نکته دیگر ، بیهویتی مدارس در سطح کشور است . در تحلیل اینکه چه عواملی سازنده هویت در معماری است، نشانهها و پدیدههای مختلفی مطرح میشود ، از جمله سازه، اقلیم، محیط، کارکردها، عناصر زیبایی شناختی و …
درواقع عدم توجه به هویت مکانی مهمترین علت میباشد. در این باره، نازلترین مرتبه توجه به مختصات طبیعی و مرحله بعد ، توجه به مختصات اجتماعی و سپس دقت به مختصات فرهنگی (فرهنگ به معنای تفاوتهایی که موجب تمایز مثلاً یزدیها با گیلانیها می شود)
دلیل دیگر این بیهویتی طراحی و ساخت مدارس غیربومی در جای جای کشور است. عدم توجه به مختصات اقلیمی منطقه، مصالح موجود جهت ساخت و ساز ، تناسبات و حتی تزئینات معماری یک منطقه راهی جز رسیدن به آنچه امروز شاهد آن هستیم ندارد.
در حقیقت در معماری بسیاری از فضاهای آموزشی همانند بسیاری از بناهای مسکونی و اداری نه از زیبایی اثری هست ، نه کارایی لازم در آنها مشاهده میشود و نه حتی این بناها از پایداری مورد انتظار برخوردارند. طبیعی است که در غیاب این سه ویژگی نمیتوان سخنی از ماندگاری به میان آورد و انتظار داشت این بناها ، ظرفیت خدمات رسانی را طی چند دهه داشته باشند و بتوانند پس از پایان عمر ، به میراث فرهنگی و فضاهای تمثیلی تبدیل شوند .
درواقع زمانی که اصول با بوم یک ناحیه عجین میشود ، نتیجه منطقی این برخورد ، گونههای متفاوتی از معماری است : مانند مدسه ایرانشهر که توسط معماری فرانسوی و به سبک مدرن طراحی شده و بدون شک سرشار از فضاهای ایرانی است و روحی متعلق به یزد و فرهنگ آن دارد و این در حالی است که ساخت و سازهای زمان ما خالی از تعلق به فرهنگ و بوم منطقه ای است که در آن بنا میشود.
ج)عدم رابطه با طبیعت :
رابطه کمرنگ معماری مدارس با طبیعت ، نکته قابل توجه دیگر است. در گذشته در حیاط مدارس دینی ، حوض آب قرار داشت و حجرهها رو به حوض قرار داشتند ؛ محصلان از کنار آن عبور میکردند تا وارد کلاس شوند. اگر مدرسه در کویر هم بنا میشد ، حوض آب و حداقل تک درختی در میان حیاط دیده میشد . حرکت خورشید و حرکت سایه و آفتاب رواقها را همه میتوانستند دنبال کنند و هیچگاه پنجرههای بلند و کشیده ، مانع مشاهده منظره حیاط نمیشدند.
د) وابستگی به تکنولوژی
به علت وابستگی به تأسیسات الکتریکی و مکانیکی به ندرت معماری مدارس ، معماری کاملی است و حتی گاهی در طول روز هم لازم است از روشنایی مصنوعی بهره برد و همین بیتوجهی طبیعت و اقلیم سبب اتکای شدید ساختمان مدارس به تأسیسات الکتریکی و مکانیکی گشته است.
اتکای انسان به تکنولوژی باعث شد که معماری هویت مکانیاش را تغییر بدهد. تکنولوژی فرهنگ ساز است . همواره فرهنگش را با خودش هرکجا که وارد میشود میبرد .تکنولوژی ما را ملزم به توجه به مسائل اقلیمی نمیکند.

1-4 هدف پروژه:
از آنجایی که در حال حاضر یک فضای طراحی شده برای دختران به عنوان هنرستان هنرهای تجسمی در شهر یزد وجود ندارد و با توجه به تاثیری که فضا و طراحی آن بر فرد دارد، ضرورت طراحی یک مرکز آموزشی در زمینه هنرهای تجسمی حس میگردد. هدف ، طراحی یک فضای آموزشی با کیفیت فضایی مناسب برای آموزش هنرجویان در یک شهر تاریخی و هنری است که بتواند احساس تعلق به مکان آموزش را برای آنها ایجاد کرده و خاطراتی فراموش نشدنی به جای گذارد به گونه ای که تصاویری از فضا که در ذهنشان باقی میماند همواره گوشهای باشد از فضا با تمام ویژگیها و مختصات آن از جمله رنگ ، بافت ، مصالح و … )

1-5 روش تحقیق :
با توجه به موضوع رساله ، از روش تحقیق کیفی استفاده می شود و جمع آوری اطلاعات از طریق مطالعات کتابخانه ای و میدانی خواهد بود. در این بخش با مراجعه به منابع مکتوب شامل اینترنت ،کتب ،مجلات، مقالات و پایان نامه های مرتبط با موضوع به زمینه های اصلی تحقیق پرداخته شده و برداشت های میدانی با استفاده از روشهایی چون تهیه عکس، مصاحبه و پرسشنامه از فارغ التحصیلان سابق و هنرجویان هنرستان صورت میگیرد و در پایان کار نیز به کمک روش تحلیل داده ها ، اصول و احکام لازم استخراج گردیده تا راهکارهایی جهت طراحی به دست آید.
1-6 فرضیات (یا سئوالات پژوهشی):
1-عوامل موثر در ارتقاء دلبستگی به مکان چیست؟
2- چه عواملی بر ایجاد حس تعلق افراد به مدرسه مؤثر می باشند؟
3-تعلق به مکان تحصیل چه اثرات و نتایجی در زندگی هنرآموزان خواهد داشت؟
4-چه راهکار هایی برای بهبود طراحی فضای آموزشی می توان اندیشید به طوری که احساس تعلق هنرجویان افزایش یابد؟

1-7: ساختار رساله:
– فصل اول : مقدمه اي جهت ورود به بحث است كه به مسأله اصلي، اهداف، سوالات و روش تحقيق پرداخته و موضوع اصلي رساله را بيان مي كند.
– فصل دوم : اين گفتار به بحث شناخت اختصاص داشته و به تعريف هنر، هنرستان، هنر هاي تجسمي، آموزش هنر ، اولين هنرستان ها و غيره اشاره دارد .
– فصل سوم : در اين بخش رويكرد طراحي معرفي شده و حس تعلق به مكان، ابعاد مختلف آن، اثرات و نتايج، عوامل مؤثر در شكل گيري دلبستگي و مدل هاي مطرح در اين زمينه شرح داده میشود.
– فصل چهارم: در این فصل مصادیق معماری که از نگاه نگارنده رویکرد پروژه را پاسخگو بوده است جهت کمک به طراحی معماری به طور مختصر بررسی می گردد و در ادامه طرح پژوهشی بیان میگردد.
– فصل پنجم : برنامه ريزي معماري صورت مي گيرد، به نحوي كه ابعاد مختلف طراحي فضاي آموزشي بررسي شده و پس از تدوين برنامه فيزيكي، ضوابط و نكات طراحي هنرستان ، بستر پروژه مورد شناسايي و آناليز قرار گرفته و شرايط اثر گذار بر آن بررسي مي شود و ضمن جمع بندي مباني نظري طراحي با توجه به فصول قبل به ارائه فرآيند طراحي پرداخته شده و در انتها مدارك طراحي ارائه مي گردد.

فصل دوم: موضوع طراحی
2-1 مقدمه:
فضاهای آموزشی از جمله فضاهایی هستند که در چگونگی پیشرفت و شکل گیری یک جامعه تأثیرگذارند . نقش آموزش در توسعه هر جامعهای قابل توجه میباشد و آموزش هنر به دلیل اینکه ابزاری قوی در برقراری ارتباط بین هنرمندان ایجاد می کند از اهمیت خاصی برخوردار است.
هنر زبانی است که اغلب انسان ها به سبب ویژگی های فطری خود به صورت طبیعی و بلاواسطه درک می نمایند (یزدانی،1384،ص4)
با توجه به هدف این رساله در نخستین گام از مسیر گزارش به بررسی اهمیت آموزش ، تلفیق آن با هنر،پیدایش اولین هنرستان ها و اصول و اهداف آموزش در هنرستان ها پرداخته می شود و پس از آشنایی کلی با هنر و انواع آن مقوله هنرهای تجسمی مورد مطالعه قرار میگیرد.

2-2 اهداف آموزش و پرورش در ايران
در برنامه ريزي آموزشي، اهداف زير مد نظر مي‌باشد:
– اعتلاي سطح فرهنگ و دانش عمومي و پرورش فضايل اخلاقي و ايجاد بينش سياسي و اجتماعي
– شناخت بهتر استعدادها و علاقه دانش‌آموزان و ايجاد زمينه مناسب و مساعد، جهت هدايت آنان به مسيرهاي تحصيلي مناسب و زمينه‌هاي اشتغال در آينده متناسب با توان، استعداد و علايق آنان و نيازهاي كشور
– ايجاد روحيه احترام به قانون
– آموزش مفاهيم اوليه علوم
– آموزش عملي بهداشت فردي و جمعي
– آموزش و ارائه شناخت اجمالي در رابطه با مسايل سياسي و اجتماعي كشور
– قرار دادن فرد در اجتماع، از طريق رشد دادن حس مسئوليت شخصي
– افزايش تجارب و معلومات عمومي دانش‌آموزان براي بهتر زيستن در اجتماع
– كمك به ايجاد نظم و تربيت و پرورش عادت تفكر علمي(محمودی،1390،ص18)
2-3 تلفيق آموزش با هنر و علمي شدن هنرها:
در گذشته هنر، مقلواي كاملاً جدا از بحث آموزش تئوري بوده و به صورت تجربي و به روش عملي توسط استادكار به شاگرد آموزش داده مي‌شده است.
به تدريج و با پيشرفت جوامع و تكنولوژي و تخصصي شدن تمام حرف و هنرها، آموزش آنها نيز از شكل تجربي به صورت علمي و آكادميك در آمد و افراد نياز پيدا كردند تا علاوه بر داشتن مهارت و تجربه عملي در يك هنر با معاني، اصول و تاريخچه آن به شكل تئوري نيز آگاهي داشته باشند.
هنرستان ها كه با تحقق و برآورد اين هدف طراحي و تشكيل شدند تا به عنوان يك پل ارتباطي بين سطوح مختلف آموزش (مرحله قبل از دانشگاه و دانشگاه (تحصيلات عالي)) عمل كنند و مهارت‌هاي حرفه‌اي را به صورت پايه‌اي و در سطح ابتدايي در اختيار دانش آموختگان اين دوره قرار دهند. (محمودی،1390،ص19)

2-4 اصول آموزش وپرورش در هنرستان‌ها:
در آموزش هنر، دريافت مقدم بر درك عقلي است، لذا روش آموزش چه در محدوده عمومي دوره و چه در زمينه موارد خاص، حركت از محسوس به سوي معقول مي‌باشد. در‌اين روش با طرح مصاديق و ايجاد فرصت تجربه و برخورد مستقيم، پرسش‌ها و انگيزه‌ها و جهت‌هاي لازم براي درك مطلب فراهم گشته و سپس مفاهيم و اصول و قانونمندي‌ها آموزش داده مي‌شود.
در آموزش هنر، بايد جنبه‌هاي القايي را تا حد امكان، كاهش داد و به زمينه‌هاي استنتاجي افزود و در نهايت به ارائه بينش و روشهاي مناسب سير از سوال به جواب، پرداخت. در آموزش مي‌توان، از روش‌هاي تعليم و تحقيق و تجربه استفاده نمود. (همان،ص19)

2-5 تعريف و منشا هنر
دو منشا هنر يكي منشا غرايز و ديگري رشد نيازها و احتياجات جامعه كه تلاش مي‌كند ماهيت هنر را بر اساس نيازهاي موجود در جامعه بررسي و توجيه كند، در حالي كه در دنياي كنوني به علت فقر و بيسوادي و عدم توزيع عادلانه فرهنگ هنوز هنر به نسبت مساوي بين مردم تقسيم نشده است. علاوه بر اين تمام افرادي كه امكان استفاده از هنر را هم دارند به دليل ماهيت خاص هنر نمي‌توانند از آن استفاده كنند. ما در وهله اول احساس نياز به وسيله مي‌كنيم مثل تلفن، ماشين و هر اختراع ديگري كه نياز جامعه سبب اختراع آن مي‌گردد) بعد به طرف اختراع كشيده مي‌شويم. در حالي كه بعد از خواندن آثار تولستوي احساس مي‌كنيم به وجود آن نياز داشته ايم نه قبل از آن. اين وجه مخفي در هنر همان وجه مخفي شده نيازهاي روحي انسان امروزه است كه به دنبال مقام و جايگاهي براي عرضه است و با تحريك و بسامان كردن آن مي‌توان بسياري از نابساماني‌هاي روحي را از بين برد و در اين راستا ارتباطات هنري و تحريك شده خودشناسي در افراد مي‌تواند در جهت رسيدن هر فرد به اين نياز دروني مفيد واقع شود.
براي بيان اين ارتباط اگر روند تكاملي انسان را مد نظر قرار دهيم خواهيم يافت كه از ابتداي آفرينش انسان هرچه بر عمق و سابقه زندگي انسان افزوده شده يافته‌هاي عقلي و حسي او به صورت گنجينه‌اي در اختيار او قرار گرفته است كه بر اساس آن رفتارهايش متكامل‌تر شده است.
بر اساس ديدگاه عامي در مورد هنر و جايگاه اجتماعيش انگيزه انسان از پرداختن به هنر عبارت است از:
1- تفنن و سرگرمي 2- اقتصاد و اشتغال زايي
بخش اقتصادي انگيزه بسيار خوبي براي بسط هنر در سطح جامعه دارد اما بايد توجه داشت كه اين نوع هنر(هنر مصرفي)، اولاً به خاطر مطرح بودن انگيزه‌هاي اقتصادي كه سعي بر ارتقاء كميت دارد تا كيفيت و از سوي ديگر شكل آموزش اين نوع هنر و نحوه آموزش نسل به نسل آن از مطلوبيتش خواهد كاست كه در اين رابطه بحث آموزش جايگاه خاصي مي‌تواند پيدا كند.
اما جايگاه تفنني هنر كه بيشتربا مسائل رواني فرد همراه است اگر به گونه‌اي باشد كه با تربيت و آموزش سنخيت بيشتري داشته باشد، مي‌توان ارتقا كيفي را بر ارتقا كمي غلبه داد.
اين گروه از افراد جامعه بخشي از مردم هستند كه در حدود ارتقا توانمنديهاي هنري به تخليه رواني و پر كردن اوقات فراغت خواهند پرداخت و در راستاي مباحث تكنيكي سطح دانش فرد و در نتيجه غناي فرهنگي آنها نيز تحت تاثير قرار خواهد گرفت و در همين گروه مي‌توان رشد فكري و تكامل مباحث هنري را نيز يافت.
با توجه به واژه هنر و تعاريف فوق سه ويژگي عمده هنر، اتحاد بين جوامع انساني و ارتباط آنها با هم- ارتباط انسان امروزي با طبيعت كه خاستگاه بشرمي باشد و در انتها احساسهاي خاص برداشت شده از طبيعت توسط انسانها با خصلت‌هاي خاص هر فرد و نهايتاً انتقال اين احساسها به ديگران مي‌باشد.
اين سه ويژگي را در شاخه‌هاي علوم ديگر نيز مي‌توان يافت اما اين نوع ويژگي كه همراه جلوه‌هاي عاطفي و زيبايي شناختي است، تنها در علوم هنري يافت مي‌شود.

2-6 تعريف هنر در موضوع:
با توجه به بيان چيستي هر علم، يا فلسفه آن مي‌توانيم فلسفه هنر(چيستي هنر) را نوعي كشف(مكاشفه علمي، ذهني) و باز آفريني، يا در برخي موارد خلق از عدم دانست. تمام موارد فوق هم مي‌توانند بدون كاربرد و يا كاربردي نيز باشند. پس بيان تغييرات روي هر چيز با توجه به اصول ذهني و برداشت‌هاي هر فرد و بيان آن حالت‌هاي خاص را چيستي هنر مي‌دانند.
هنر در معناي تحت اللفظ و اصول ادبيات فارسي به يك تعبير و بيان مي‌باشد. دهخدا در تعريف هنر آورده است: «هنر از علم و معرفت و دانش و فضل و فضيلت و كمال و كياست و فراست و زيركي سرچشمه مي‌گيرد».
اين كلمه در واقع به معني آن درجه از كمال آدمي است كه هوشياري و فراست و فضل و دانش را در بر دارد و نمود آن صاحب هنر را برتر از ديگران مي‌نمايد.(لغت دهخدا جلد پانزدهم انتشارات دانشگاه تهران چاپ دوم از دوره جديد 1377)
در كتاب فرهنگ معاصر فارسي امروز معناي هنر اين چنين آورده شده است:
1- بيان با نمايش استادانه برداشت‌ها و اثر پذيري‌هاي شخصي از پديده‌ها و رويدادهاي جهان خارج.
1- استادي و چيره دستي در بيان يا نمايش اين برداشت‌ها و اثرپذيري ها.
2- كاربرد آگاهانه تخيل خلاقانه، به ويژه در پديد آوردن فرآورده‌هاي داراي ارزش زيباشناختي.
3- هريك از هنرهاي زيبا.
4- مهارت عملي ناشي از تجربه، مشاهده يا مطالعه (هنر دوست يابي و هنر فروشندگي) (فرهنگ معاصر فارسي امروز(غلامحسين صوري افشار فرهنگ معاصر تهران 1381)
بالاخره در فرهنگ فارسي (الفبايي- قياسي) اين چنين هنر را معني كرده است: هر نوع فعاليت انساني كه براي رسيدن به هدفي سر مي‌زند، و در اصطلاح خاص، به آن نوع فعاليت گفته مي‌شود كه متضمن خلاقيت، ابتكار و مهارت باشد. (فرهنگ فارسي (الفبايي- قياسي) جلد دوم نشر پيكان 78 دكتر مهشيد مشيري)
پس از تعريف موضوعي هنر، بر اساس فرهنگ فارسي به نظرات و اعتقاد اقوام مختلف و بزرگان ادب و هنر مي‌پردازيم. افلاطون در معناي هنر آورده است سر منشا هنر اصل صورت اشيا است. براي رسيدن به اخلاق حسنه و اعتلاي سياست، هنر بايد از فساد، بي اعتدالي و وقاحت جلوگيري كند.

2-7 انواع هنر
براي طبقه بندي هنرها شيوه‌هاي گوناگوني وجود دارد ، به كمك اهداف آنها ، به وسيله مقاصد و نيات آنها یا به وسيله تاثيرات آنها. اما معمولي‌ترين و بنيادي‌ترين شيوه طبقه بندي هنرها توسط رسانه‌هاي آنهاست.(فلسفه هنر و زیبایی شناسی، جان هاسپرز. راجر اسکراتن)

2-7-1- هنرهاي ديداري:
اين هنرها شامل هنرهاي ديداري دو بعدي نظير طراحي و نقاشي و هنرهاي ديداري سه بعدي مثل پيكر تراشي و معماري است. بعضي از آنها را مي‌توان هنرهاي ديداري- بساوايي ناميد. براي مثال بناها هم لمسي و هم ديداري است و تنديس‌ها مي‌توان هم از راه لمس و هم از طريث ديد ملاحظه كرد و حتي نقاشي هم گاهي به قدري حالت سه بعدي دارد كه مي‌توان آن را لمس كرد. اثر هنري در رسانه ديداري يك ابژه بر شمرده مي‌شود.

2-7-2- هنرهاي شنيداري:
اين هنرها شامل موسيقي در اشكال گوناگون آن است ولي نه آواز، اپرا و آن هنرهايي كه موسيقي را با ادبيات تلفيق و تركيب مي‌سازد. اگر رسانه هنرهاي ديداري، ديد و چشم باشد، رسانه هنري شنيداري هم صدا و آهنگ است. در هنرهاي شنيداري بر خلاف هنرهاي ديداري ابژه فيزيكي وجود ندارد.

2-7-3- هنرهاي گفتاري:
هنر ادبيات به وضوح متفاوت از هنرهاي ديداري و شنيداري است. در شعر مخصوصاً زماني كه با صداي بلند خوانده شود، ارزش صوتي نهفته است. ولي ادبيات اگر فقط متكي به صوت باشد جزو هنرهاي بسيار فقير و ضعيف به حساب خواهد آمد. چون آن چيزي كه صوت و صداي شعر را موثر مي‌سازد دست كم 99% شناخت مفاهيم واژگان مسموع است.

2-7-4- هنرهاي آميخته:
هنرهاي ديگر معمولاً با سه هنر ياد شده در بالا آميخته و تركيب شده اند. اين گروه از هنرها شامل همه هنرهاي اجرايي است. هنر درام نمايش با هنر ادبيات، هنر گفتاري و هنرهاي ديداري در مورد طراحي لباس، صحنه و غيره آميخته است. رقص با حركات بدني قابل روي كه از اجزاي بنيادي آن است با موسيقي و گاهي با كلمات و زماني هم با طراحي صحنه آميخته است. در هنرهاي زمان بندي اجرا همراه يكديگر در مقابل مخاطب ظاهر نمي‌شود، بلكه به صورت متوالي در زمان پديد مي‌آيد و تا لحظه اوليه تمام نشده، لحظه ثانويه شروع نمي‌شود. در هنرهاي مكانمند يا فضايي كل اثر هنري به طور همزمان حضور پيدا مي‌كند.
اجراي آنها متوالي است و تمركز كل آنها در يك لحظه دس كم در نظر اول، غير ممكن است، با اين وجود كل ابژه آن حاضر است و بستگي به نگرنده دارد كه در آغاز به كدام بخش از آن بنگرد مانند هنرهاي سه بعدي از قبيل پيكر تراشي و معماري. (عطائی،1390)

2-8- هنر زيبا و هنر كاربردي
تجربه بصري انسان نخست به خاطر يادگيري، فهم و واكنش او نسبت به محيط اوست. قديمي‌ترين مطلب ضبط شده به وسيله انسان به صورت تصوير است و نزيديك به سي هزار سال پيش ترسيم شده است. بنابراين شناخت تصويرگري و نيز خود تصويرگر لازم است.
ولي مانع بزرگي در اين راه وجود دارد. اين مانع همان تفكيك هنرهاي بصري به دو گروه است، كه با نام هنرهاي زيبا و هنرهاي كاربردي آنها را از يكديگر جدا مي‌كنند. مهم‌ترين عامل جدا نگاه داشتن آنها از يكديگر جنب مفيد بودن و جنبه صرفاً هنري و زيبا شناسانه آنها بوده است.
فلاسفه همگي معتقدند كه در هنر عواطف و احساسات و موضوع وجود دارد. در هنرهاي بصري، اعم از نوع مذهبي و اجتماعي و خانگي، همواره با تغيير هدف توليد، موضوع نيز تغيير مي‌كند. تنها وجه اشتراك كه در تمام انواع هنرها وجود دارد اين است كه به وسيله آنها مي‌توان با ديگران ارتباط برقرار كرد خواه اين ارتباط صورتي مشخص داشته باشد و خواه انتزاعي.
هانري برگسون در اين باره مي‌نويسد: «هنر صرفاً مشاهده مستقيم‌تر واقعيت است». از اين عبارت مي‌توان نتيجه گرفت كه هنرهاي بصري حتي در شكل عالي خود نيز كار ويژه‌اي دارند و از اين رو داراي فايده است.

2-9- تعريف هنرهاي تجسمي
به طور كل، هنري كه مشتمل بر تمامي هنرهاي بصري يا تجسمي باشد، هنر تجسمي است. در واقع هنرمند جهت القا موضوعات خود و سوژه ها، با به تجسم درآوردن آن موضوع، سعي در ارائه هر چه بهتر موضوع مي‌نمايد. اصول و قوانين هنرهاي تجسمي را، تركيب بندي (composition) هماهنگي (Harmonisation)، تغيير شكل دادن (Deformation)، مايه‌ها (Tenclite)، كنتراست (contrast)، توازن (Equvilibre)، خطوط كنار نما (Conture) و تناسب (Proportion) تشكيل مي‌دهد.
هنرهاي تجسمي به هنرهايي مانند معماري، مجسمه سازي- نقاشي- طراحي- گرافيك- تئاتر- موسيقي- مينياتور- عكاسي و. .. اطلاق مي‌شود.
مفاهيمي كه از طريق هنرهاي تجسمي قابل درك و دريافت مي‌باشد توسط عناصر بصري مانند خط، نقطه، سطح، شكل، رنگ، بافت، حجم و غيره ابراز مي‌گردند وهنرمند با انتخاب بعضي از اين عناصر بصري و آرايش آنها به گونه‌اي زيبا، با بهره‌گيري از مواد و مصالح و ابزار كار اثري مي‌آفريند.

2-10- مفهوم رنگ در هنرهای تجسمی
زندگي سرشار از رنگ و جلوه هاي رنگ است. اهميت و نقش رنگ در زندگي ، مفاهيم مختلف و متنوعي از آن را در ذهن ما زنده مي كند. در اين صورت ارائه يك تعريف مشخص و تعبير مختصر نه تنها مفهوم گسترده رنگ را در بر نخواهد گرفت، بلكه براي درك ابعاد وسيع آن گمراه كننده نيز خواهد بود. رنگ در همه ابعاد زندگي جاري است و بنابراين مفهوم آن به همان گستردگي مفهوم زندگي است. نقش رنگ در زندگي و مسائل روزمره اي كه با آن ها سرو كار داريم، آن قدر زياد است كه هيچگاه رنگ را به عنوان يك واژه ناشناخته و غريب ا حساس نمي كنيم. رنگ را مي توان عنصر اصلي كار هنرمندان نقاش دانست. اين هنرمندان براي ابداع آثار خود بيش از هر چيز از رنگ استفاده مي كنند. اگر چه ممكن است خطوط آن ها رنگين باشند. اما به جز هنرمندان نقاش در همه ي گرايش هاي هنرهاي تجسمي رنگ همواره به عنوان يكي از عوامل و عناصر ضروري مورد توجه است.( naghashirangine.blogfa.com)
هنرمندان مفاهيم و ويژگي هاي رنگ را معمولاً به سه طريق زير در آثار خود به كار گرفته اند:
الف) رنگ به عنوان عنصري تجسمي براي توصيف موضوع اثر و خصوصيات آن ، مثل ترسيم يك منظره پاييزي يا زمستاني كه براي هر كدام از اجراي آن منظره (درخت ها، ساختمان ها ، زمين، آسمان و ..) از طيف رنگ هاي خاصي استفاده مي شود. به اين ترتيب پاييزي يا زمستاني بودن فضاي آن منظره و همه ويژگي هايش با رنگ هايي كه در آن استفاده شده توصيف مي گردد.
ب) رنگ به عنوان عنصري نمادين و استعاري كه معاني عميق و دروني اثر و اجزاي آن را به نمايش مي گذارد. براي مثال در بسياري از آثاري كه هنرمندان بر اساس محتواي موضوعات اعتقادي، مذهبي، رمزي و افسانه اي ساخته اند، كاربرد رنگ عموماً جنبه اي نمادين و استعاري دارد.
ج) استفاده از رنگ براي به نمايش گذاشتن ارزش هاي دروني و زيبايي ها و تأثيرات خود رنگ، بدون در نظر داشتن ارزش هاي استعاري و توصيفي آن :‌مانند رنگ هاي كه در هنرهاي سنتي مثل فرش، گليم، پارچه، طراحي و دوخت لباس، معماي و شهرسازي به كار گرفته مي شوند. يك يا دو يا هر سه اين جنبه هاي سه گانه در كاربرد رنگ ممكن است در يك اثر هنري مورد تأكيد و استفاده قرار گيرد.
اگر چه رنگ همواره به عنوان ماده و عنصر اصلي كار هنرمندان نقاش مورد تأكيد قرار مي گيرد ليكن نقش آن در هنرهاي ديگر نيز اهميت ويژه اي برخوردار است . موفقيت در ابداع اثر هنري علاوه بر قريحه و ذوق خدادادي بيش از هر چيز بستگي به توانايي ها و تجربه عملي هنرمند و شناخت او از خصوصيات و امكانات ابزار كارش دارد. naghashirangine.blogfa.com))
تئوگیمبل در کتابش به‌نام ‘شکل، صوت، رنگ و شفا’ مى‌گوید: در آغاز ظلمات مقدس حکمفرما بود و از این ظلمات نور سر برآورد. نور و تاریکی، رقص آفرینش را به پایکوبى برخاستند و بدین‌گونه رنگ‌هاى طیف متولد گردیدند.
گفته مى‌شود که چشم انسان قادر است حدود دو میلیون رنگ را از یکدیگر متمایز بنماید و تشخیص دهد.
یوهانس اتین در کتاب خود بنام ‘هنر رنگ’ که در سال ۱۹۶۱ م در آلمان به‌چاپ رسیده، نوشته است: رنگ همه مواهب خود را به همه تقدیم مى‌کند ولى رموز نهان‌تر خود را فقط براى شیفتگان واقعى مکشوف مى‌سازد و تنها کسانى که عاشق رنگ هستند مى‌توانند زیبایى و کیفیت ذاتى آن را درک نمایند.
امروزه مسلم گردیده که رنگ همانند نور داراى سرعت، طول موج، حالات ارتعاشى و تداخلى و خاصیت موجى است و اثر ذهنى و روانى در ارتباط با مغز و قوه بینایى دارد و مى‌تواند به اشیاء بُعد و جسمیت ببخشد.
درخشندگى درجه تیرگى و روشنى را مشخص مى‌سازد. بیشترین درخشندگى متعلق به رنگ زرد است و کمترین را بنفش دارد. اشباع میزان خلوص فام آن را مشخص مى‌کند. در طبیعت خلوص رنگى به‌ندرت وجود دارد.
رنگ‌هاى داراى صفات فام، درخشندگى و اشباع هستند. رنگ‌هاى اصلى در واقع فام‌هاى اولیه هستند که شامل زرد، قرمز و آبى مى‌شوند و از ترکیب آنها فام‌هاى ثانویه بدست مى‌آید. نقاشان در گذشته بسیارى از تأثیرات رنگ را بدون آگاهى به‌کار مى‌بردند. ولى با مطرح شدن نظریه‌هاى رنگ، راه‌حل‌هاى تازه‌اى در باب حجم، نور، فضا و حرکت در اختیار نقاشان قرار گرفت.
در هنرهای تجسمی نظیر نقاشی، عکاسی و گرافیک کنتراست‌های رنگ، تیرگی-روشنی، اندازه، جهت، بافت، پهنی-باریکی، هندسی-غیرهندسی و … به کار می‌رود و اثر هنری را تاثیرگذار می‌کند
برای نمونه، رامبراند معمولا از کنتراست شدید تیرگی-روشنی بهره گرفته و با تابانیدن نور در بخش‌های مورد نظرش که در میان سایه‌های تیره وسیع در تابلو قرار گرفته‌اند، بر این بخش‌ها تاکید می‌کند.

2-10-1- سازواري اشكال هندسي و رنگها
شكل‌ها نيز داراي خصوصيت گويايي و معني دار بودن و نظام زيبايي شناختي خود مي‌باشند.
در يك نمونه رنگ آميزي، اين كيفيت‌هاي معني دار شكل و رنگ مي‌بايست با يكديگر مطابقت داده شوند،
سه شكل اصلي- مربع، مثلث و دايره نيز مانند سه رنگ اصلي قرمز، زرد و آبي داراي خصوصيات مفهومي و بياني مشخص هستند.
مربع كه اساس آن تقاطع قائم دو خط عمودي و افقي است. نمايانگر ماده، وزن و حدود مشخص است. مصريان قديم در خط هيروگليف براي كلمه «مزرعه» يا «ميدان» از شكل مربع استفاده مي‌كردند. وقتي يك مربع با اضلاع صاف و مستقيم و زواياي قائمه اش ترسيم مي‌شود، حس كشش و امتداد و تجربه حركت را القا مي‌كند. كليه شكل‌هايي كه داراي خطوط افقي و عمودي هستند، مثل صليب، مربع مستطيل و نظاير آن، قابليت تشبيه به مربع دارند. مربع با رنگ قرمز-يعني رنگ ماده- منطبق است و وزن و حجم قرمز با شكل سنگين و ساكن مربع مطابقت دارد.
مثلث حاصل تقاطع سه خط مورب است، و زواياي حاد و تند آن تاثير ستيزه جويي، پرخاش و تهاجم را ايجاد مي‌كنند. مثلث شبيه كليه شكل‌هايي است كه داراي خاصيت مورب بودن مي‌باشند- مثل لوزي، ذوزنقه و. ..- مثلث سمبل تفكر است و حالت و خصوصيت بي وزن آن با زرد روشن هماهنگي دارد.
دايره مكان هندسي نقاطي است كه حول نقطه‌اي در يك سطح با فاصله ثابت حركت مي‌كنند. برعكس مربع كه احساس تند و تيزي و حركت را ايجاد مي‌كند، دايره احساسات را ملايم و معتدل نموده و حس آرامش و حركت آرام و آهسته را القا مي‌نمايد. دايره سمبل روح است.
چيني‌هاي قديم براي ساختن معابد خود اشيا مدور را به كار مي‌بردند، در حالي كه كاخهاي فاني و دنيوي سلاطين به شكل چهارگوش ساخته مي‌شد. سمبل ستاره شناسي خورشيد دايره‌اي است با نقطه‌اي در مركز آن.
شكل دايره كه لاينقطع در حال حركت است، با آبي روشن و شفاف مطايقت دارد. مربع بيانگر ماده ساكن است، مثلث درخشان نماينده تفكر است، و دايره روحي است با حركت ابدي.
در مورد سازواري اشكال با رنگ‌هاي ثانويه، ذوزنقه را با نارنجي، سه گوش‌هاي گوي مانند را با سبز و بيضي را با بنفش منطبق خواهيم ساخت.تطابق و تناسب هر رنگ با شكل مربوط به خود مستلزم همانندي و توازن است.اگر رنگ‌ها و شكل‌ها در بيان مفاهيم و حالات توافق داشته باشند، تاثيرات آن‌ها روبرو خواهد شد.
مثلث، ذوزنقه- مربع- مستطيل و ساير اشكال هندسي كه داراي گوشه مي‌باشند گوياي هندسه استاتيكي بوده و دايره، بيضي و بيضوي‌ها نمودار هندسه ديناميكي ميباشند.

2-10-2- اثر رنگ در فضا
اثر فضايي رنگها داراي عوامل گوناگوني مي‌باشند. نيرو و قدرت رنگها در مورد عمق آنها در خود رنگ نهفته است. اين خصوصيات در تاريكي و روشني، سردي و گرمي، درجه اشباع و ميزان وسعت سطوح رنگها موجود است.زمينه پشت رنگها، اثر شديدي روي عمق و فضاي رنگها دارد.
تمامي تونهاي روشن در روي زمينه سياه با توجه به درجه روشني خود به جلو رانده مي‌شوند اما زمينه سفيد اثر معكوس دارد. تونهاي روشن در زمينه سفيد ثابت مي‌مانند و تونهاي تيره بنا به درجه تاريكي آنها به جلو حركت مي‌كنند. بين رنگهاي سرد و گرم با درخشش يكنواخت، رنگهاي گرم به طرف جلو رنگ‌هاي سرد به طرف



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید